ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

73

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

به رى برگردد ، علاء الدوله با شنيدن اين خبر از قصد خويش برفتن بلاد منوچهر بازگشت و مجهز گرديد كه قصد على بن عمران كند . ابن عمران بمنوچهر پيام فرستاده از وى طلب يارى كرد و او ششصد سوار جنگجو بسركردگى يكى از فرماندهان خويش به يارى او روانه داشت و ابن عمران متحصن گرديد و ذخائر لازم در كنكور ( كنگاور ) جمع كرد . علاء الدوله قصد او نمود و محاصره‌اش كرد و در تنگنايش قرار داد . ذخاير ابن عمران تمام شد . كس فرستاد تقاضاى صلح كرد . علاء الدوله شرط كرد كه دژ كنگاور و كسانى كه ابا جعفر پسر عم او را كشته‌اند و فرمانده سپاهى را كه منوچهر به يارى او فرستاده است تسليم كند . ابن عمران پذيرفت و آنان را تسليم علاء الدوله كرد . علاء الدوله قتلهء فرزند عم خود را كشت و كيفر داد . فرمانده سپاه منوچهر را زندانى كرد و دژ را بگرفت و بجاى آن به على بن عمران دينور را داد . منوچهر كس نزد علاء الدوله فرستاد و با وى صلح كرد و علاء الدوله فرمانده او را كه زندانى كرده بود آزاد كرد . بيان عصيان بطيحه عليه ابى كاليجار در اين سال مردم بطيحه عليه ابى كاليجار عصيان ورزيدند . رهبرى آنها با عبد اللّه الحسين بن بكر شرابى بود كه از دير باز چنان كه پيش از اين ياد كرديم ، صاحب بطيحه بود . سبب اين خلاف چنين بود كه پادشاه ابا كاليجار ، وزير خود ابا محمد بن بابشاد را به بطيحه فرستاد . وى بر مردم تاخت و اموالشان بگرفت و به شرابى دستور داد بر هر خانه‌اى كه فريادى از خشم بدر آيد قسطى ( عوارضى ) برقرار دارد . شرابى در صحبت او بود و اين دستور را اجراء كرد . مردم پراكندند و اوطان خويش ترك نمودند . آنها كه باقيماندند تصميم گرفتند يكى به رهبرى بخواهند كه عليه ابى كاليجار و كشتن شرابى بپاخيزند . و همهء آن مظالم را منسوب به شرابى مينمودند . شرابى از انديشهء آنها آگاه شد و نزد آنها رفت و پوزش خواست و از خود آنچه ميخواستند ياريشان كرد . پس از وى راضى شدند و برايش سوگند ياد كردند و شرابى براى